7/7/2007 چاپ
تاریخ :13:44شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386

کشیک آخر قبل امتحان رو دیشب دادم و یه چند روزی می تونم درس بخونم.

کشیک جالبی بود دیشب. چون ۳ تا از مریضهامون با شکایت اصلی اختلال در تکلم مراجعه کرده بودن و برای هر کدومشون به یه تشخیص رسیدم

مورد اول و دوم دخترهای ۱۸ ساله ای بودن که واسه اولی به تشخیص Conversion و برای دومی به ASD ( که البته پزشک اسکرینینگ بیمارستان جنرال، بیمار رو با تشخیص PTSD فرستاده بود) رسیدم. حتما توجه دارید که برای تشخیص PTSD علائم باید حداقل یک ماه دوام داشته باشه.

البته اولی یک Conversion  خالص و دلچسب هم نبود، خانواده ش هم چندان های کلاس نبود که بشه درست توجیه کردشون، ولی سعیم رو کردم.

برای دومی هم به خونوادش آموزش اکسپوژر رو دادم تا جلوی PTSD  شدن گرفته بشه.

اما مورد سوم که جالبتر بود پسر ۱۹ ساله ای بود که بعد از دیدن مشاجره خواهرش با شوهرش، دچار تکلم آشفته شده بود. به این صورت که مدام این جملات رو در جواب هر سوالی تکرار می کرد: خفه شو!‌ می کشمت!

لحن گفتارش حالت غیر معمولی داشت و به هیچ وجه لحن یک نفر که قصد تهدید کسی داره رو نداشت. خونوادش هیچ سابقه فامیلی از سایکوز یا هرگونه اختلال روانپزشکی دیگه ای نمی دادن، هیچگونه علامتی هم به نفع یک پروسه خلقی نداشت، و اساسا بجز این گفتار اشفته مشکل دیگه ای ذکر نمی کردن. اینبار دیگه برای گرفتن علائم حیاتی خودم دست بکار شدم تا مساله دفعه قبل پیش نیاد، و دیدم بعــــــــــــــــله! یک تب low grade و پالس ۱۲۰ داره، سابقه تماس با بیمار تب دار در روزهای اخیر هم ظن من رو بیشتر کرد.

  بعد از رد مسمومیتهای دارویی و یا مصرف مواد، با ظن به انسفالیت ویرال به اورژانس عفونی ارجاعش دادم. سعی می کنم پی گیری کنم ببینم به چه تشخیصی نهایتا خواهد رسید.

¤ امروز هفتِ هفتِ دو هزار و هفته. تا شب حتما ازدواج کنین، وگرنه از کفتون رفته!

¤¤ امتحان همین ۵شنبه ست ها!!

¤¤¤ سعی می کنم توی این روزهای باقیمونده از وبلاگم چند تا مطلب تحلیلی دیگه که فکر می کنم برای خیلیها مفید باشه رو هم اینجا بنویسم. در یکی از پستهای آینده به موضوع رابطه سنی پسر و دختر برای ازدواج خواهم پرداخت. این مطلب البته تا حدود زیادی بازگو کردن نظرات استاد عزیز و محبوبم هست که همینجا از ایشون تشکر می کنم، هرچند که از وبلاگ نویس بودن من بی خبرن.

¤¤¤¤ آقا ۵ روز دیگه به امتحانم مونده. به نظرتون چی کار کنم؟!

¤¤¤¤¤ شقایق، یکی از اینترنهای محترم یکی از دانشگاهها پیشنهاد خوبی داده که هر وبلاگ نویسی عکسی از دوران نی نی بودنش رو بذاره، ما قبل از پیشنهادش این کار رو کردیم! با این پیشنهاد هم موافقیم. پس  بقیه هم بسم ا.... همه لینکهای من به این کار دعوتن. بدلیل محدودیت وقت و امکانات از ارسال دعوتنامه خصوصی معذوریم

¤¤¤¤¤¤ یکی از همکاران راجع به این مواد خیابونی پرسیده بود، یادم اومد که قول داده بودم توضیح بدم: شیشه از مشتقات آمفتامین هست، کرک در اصل باید کوکائین باشه، ولی خب توی ایران چون صرف نمی کنه از مشتقات اپیومه! کریستال هم هروئین خالص شده ست.

بهرحال نکشید! از ما گفتن!