نیمه شبانه چاپ
تاریخ :23:42شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1386

یکی از صحبتهایی که توی اورژانس از خانواده بیماران زیاد می شنویم اینه: پیش دعانویس هم بردیمش ولی افاده نکرد و مجبور شدیم بیاریمش اینجا!!

خودتون قضاوت کنین دیگه! این واقعا آخرشه! ولی واقعیته: توی کشور ما بیماران روانپزشکی خیلی اوقات بجای روانپزشک توسط دعانویسها!!!!!!! و رمالها ویزیت می شن! امیدوارم روزی که این خاله زنک بازیها و شیادی ها که از انسانهای اولیه به جامعه مون به ارث رسیده، از بین می ره، زنده باشم!

فردا باز کشیکم. از بس غر غر کردم فردا دیگه حتما خدا می زنه به کمرم و کشیکم شلوغ می شه! وای که چقدر من بدبختم!!!!!!!

¤ تا شقایق نیست زندگی باید کرد!

¤¤ بقچه احساساتم را کولی ژنده پوش محله پازلهای دروغین به سرقت برده

تا در حقه آمیز ترین تاریکی خرابه اش

از شهوت به منجلاب کشیدن مرغوبترین فانتزی های بالغانه ام

امواج قهقه اش را به ساحل نیمه شب های آرامم روانه کند...