من از آن روز که در بند توام آزادم چاپ
تاریخ :12:52جمعه 28 تیر ماه سال 1387

با سپاس از اینکه در این مدت با من بودید

و با آرزوی بهترینها برای شما

تعطیلی این وبلاگ رو اعلام می‌کنم

شاد و سربلند باشید.

تاریخ :10:05جمعه 31 خرداد ماه سال 1387

 

 

 

تاریخ :22:10شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387

 

 

 

 

 

 

 

در کشیک چاپ
تاریخ :18:02سه شنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1387

بعد از تعویض ویندوز سیستم خودم کشیک امروز این فرصت رو بهم داده تا ویندوز کامپیوتر پاویون رو هم که یه مقدار بهم ریخته و اعصاب‌خوردکن شده بود عوض کنم. کاش تعداد ویندوزهایی که نصب کردم رو یه جا ثبت کرده بودم! آخرین نرم‌افزاری که نصب کردم google earth بود. عکس بالا هم عکس بیمارستان ماست توی google earth. مارکر زردرنگ پاویون ما رو نشون می‌ده. یعنی جایی که الان هستم.

کشیک هم تا اینجاش معمولی بوده. هرچند درمونگاه از ظهر تاحالا از بیمار خالی نشده، اما قابل تحمله. امیدوارم بقیه‌ش خلوت باشه. کیسهامون هم تاحالاش همگی تکراری بودن و بیمار جالبی نداشتیم.

دیروز بعد از چندین ماه بخشمون پر شد از استاژر. فعلا قضاوتی راجع بهشون ندارم. اینترن خارجیمون هم امروز تونست برای چند روز مرخصی بگیره و توی همایش دانشجوهای خارجی در اصفهان شرکت کنه. البته بخاطر مشغله‌های زیادم کار آموزش اینترنها و استاژرها رو عمدتا به همکار سال یکیم سپردم. پس بود و نبودشون فرق چندانی برام نداره.

¤ ۵شنبه تا شنبه برای نمایشگاه کتاب، تهران خواهم بود.

¤¤ همین الان زنگ زدن که درمانگاه چند تا مریض داریم و اینترنها شرح حال گرفتن و باید برم. فعلا با اجازه

 

معلم چاپ
تاریخ :19:44یکشنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1387

 

امروز جلسه بزرگداشت هفته معلم رو با حضور اساتیدمون توی پاویون برگزار کردیم.

خوب بود/

 

**--------** چاپ
تاریخ :14:15چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387

بطور کلی دیروز روز خوبی نبود. مصاحبه با اینکه نقص عمده‌ای نداشت و کلیتش خوب بود اما چند مورد جزئی باعث شد بقدر کافی رضایت‌بخش نباشه و از طرفی هم بعضی ایرادهای اساتید اصلا بجا به نظر نمیومد.

عصر تصمیم داشتم برم کتابخونه که وقتی خواستم از خونه خارج شم دیدم ماشین پمپاژ بتون خونه آقا و خانوم میم درست جلوی پل خونه‌مون پارک شده و امکان جابجاییش نیست. یه روز که قصد درس خوندن داشتم هم اینطوری شد!

امروز تقریبا ارزیابی بیمارهای سایکوتراپیم تموم می‌شه و تکنیک‌های درمانی رو شروع می‌کنم.

¤ ****

3rd چاپ
تاریخ :23:30یکشنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1387

مطابق ماههای گذشته، کلاس درمان دارویی اختلالات اضطرابی اینترنها فردا با منه. این بار لازم شد وقت بیشتری برای آماده کردن مطلب بذارم و دلیلش هم این بود که رفرنسشون از آکسفورد ۹۹ به ۲۰۰۵ تغییر کرده و خب لازم بود بر اساس اون مطلب رو بگم.

¤ امسال گرما زودتر از وقتش اومده سراغمون. این شد که جمعه تصمیم گرفتم کولر رو سرویس و راه‌اندازی کنم. لوله‌کشی و تعویض لوله ترکیده سخت‌ترین قسمت کار بود، ولی وقتی دیدم بعد از همه کارها موتور کولر سوخته..... نه! اشتباه حدس زدین. اصلا عصبانی نشدم. خیلی هم خوشحال شدم که قبل از سخت شدن گرما به اشکال کولر پی بردیم و زود می‌شه تعمیرش کرد.

¤¤ اینترن محترم این ماه ما یک آقای خارجیه! اینترن محترم خارجی ما علاوه بر کارها و وظائف تعیین شده اینترن کارهای دیگه‌ای هم انجام می‌ده. اینترن خارجی ما سر راند با استاد محترم وقتی تلفن اتاق زنگ می‌زنه می‌پره و تلفن رو برمی‌داره! اینترن خارجی ما از همه مهمتر، وسط ویزیت مگسی که اومده بود توی اتاق رو دستگیر و معدوم نمود!!

¤¤¤ سه‌شنبه نوبت case interview منه. بار سومه.