دوم اسفند چاپ
تاریخ :21:02پنج‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1386

امروز روز مهمی برای من و خیلی از همکارام بود.
برای همکارام از این جهت که امتحان دستیاری بود و حاصل درس‌ خوندنهای طاقت‌فرساشون امروز مشخص می‌شد. برای همه‌شون، بخصوص دوستام و همکاران وبلاگ‌نویس آرزوی موفقیت و رهایی از این امتحان پرمشقت رو دارم.
اما برای من موضوع برگزاری سمینار انجمن روانپزشکان بود که تمایل رئیس انجمن به فعال شدن رزیدنتها در کارهای علمی انجمن باعث شده بود در مقابل آخرین لکچر برنامه اسم من نوشته بشه. تجربه خاص و ارزنده‌ای بود که در حضور متخصصینی که بعضا اساتید من بودن مجالی هرچند کوتاه داشته باشم. جلسات انجمن هرچند ماه یک بار و با امتیاز بازآموزی برگزار می‌شه و هربار یک شرکت دارویی هم هزینه‌های مالی جلسه رو تقبل می‌کنه و فرصت معرفی محصولات داروییش رو که مرتبط با تخصص ماست خواهد داشت. این بار اسپانسر سمینار شرکت دارویی sanofi-aventis بود که با توجه به محوریت این سمینار حول موضوع اپی‌لپسی، به معرفی ®  Depakineپرداخته بود که فرم خارجی والپروات سدیمه. این هفته بجز آماده کردن مطلب برای امروز فرصت مطالعه دیگه‌ای نداشتم. از امروز تا روزی که استاد عزیز تصمیم بگیره بگه چند روز بعد باید فصل مغز و رفتار رو امتحان بدیم فرصت دارم تا به چند تا کار عقب‌افتاده برسم. کتاب مصاحبه بالینی آتمر رو باید بشینم و بصورت ضربتی بخونم. از کتاب سایکوتراپی هم عقبم. دو تا کار تحقیقاتی هم باید استارتش رو تا دیر نشده بزنم.

¤ منطق به دو شکل می‌تونه احساسات رو تحت سلطه خودش داشته باشه. یکی بصورت آگاهانه‌ست. یعنی نسبت به چیزی حسی داریم که منطقمون با استدلالهای خودش با اون حس موافق نیست. بسته به اینکه موضوع اساسا چی باشه، چقدر حس قدرت داشته باشه و چقدر منطق قوی باشه نتیجه کار رقم خواهد خورد. اما حالت دیگه‌ای هم وجود داره و اون حالتیه که منطق بصورت ناآگاهانه وارد عمل می‌شه و روی احساس اثرش رو می‌ذاره. یعنی منطق بجای اینکه مخالفتش رو بصورت یک تعارض در فرد نشون بده، در پشت پرده مهارهایی روی احساس می‌ذاره که باعث سرکوب اون حس و یا مانع شکل‌گیریش می‌شه. این عدم وجود تعارض کار رو خیلی آسونتر از وقتی می‌کنه که فرد بین منطق و احساسش مجبوره انتخابی انجام بده. طبیعیه که بطور عادی هرچی فرد پخته‌تر می‌شه این منطق پررنگتر و تسلطش به هر دو طریق بیشتر می‌شه. این که کدوم طریق پیشرفت پررنگ‌تری داره به نظر میاد در افراد مختلف الگوی متفاوتی داشته باشه. اما اینکه یک نفر بتونه توی خودآگاهش راه سخت‌تر رو انتخاب کنه ارزش بیشتری داره. هرچند نتیجه هردو یکیه. اما از طرف دیگه کسی که تعامل احساساتش به طریق دوم پیش بره این امتیاز رو داره که کم‌ کم می‌تونه تکیه بیشتری به حسش بکنه، چون بطور پنهان در محدوده مشخصی تحت کنترل منطقش هست. نیازی به گفتن نیس که این همیشگی نیست و درباره همه انواع احساسات هم ممکنه صدق نکنه.

 

¤¤ هفته پیش گفتم که به سینما پاگشا!! شدم. این مقدمه‌ای بود برای اینکه توی این هفته ۲تا فیلم دانلود کنم و ببینم. یکی فیلم توقیف‌شده سنتوری بود و دومی پارک‌ وی که موضوعش درباره زندگی یک مادر و پسر با بیماری روانپزشکی بود. وقتی نمونه‌های ایرانی این طیف فیلمها رو با کارهای تخصصی و دقیقی مثل beautiful mind یا identity مقایسه می‌کنم ناپخته و سطحی بودن کارهای ایرانی بیشتر توی ذوق می‌زنه. بهرحال دیدن فیلم سنتوری رو بعد از اینکه رفع توقیف شد بهتون پیشنهاد می‌کنم!

 

¤¤¤ ندارد