در کشیک چاپ
تاریخ :22:48یکشنبه 29 مهر‌ماه سال 1386

امروز کشیک آخر این ماهه و از ماه دیگه تعداد کشیکها از سه‌و‌نیم به یک‌و‌‌نیم کشیک کاهش پیدا می کنه. آخه این درسته که بعد از یک سال زحمت و تلاش فقط ۲تا از تعداد کشیکای ماهانه کم بشه؟
فردا اولین مشاوره‌م رو باید برم. واسه یه مریض از بخش سوختگی درخواست شده.

از استاژرهای این ماه اصلا راضی نبودم. ضمن اینکه یه کشیکشون رو جیم زدن و به دروغ گفتن روز قبلش اومدن، که وقتی گفتم از رزیدنت روز قبل نامه بیارن دستشون رو شد! اینترنها هم که قبلا ذکر خیرشون بود! ولی خب چون بخش آخرشونه زیاد مته به خشخاش نذاشتم.

این عکس رو ببینین

مربوط به حدود ۱۵ سال پیش می‌شه، امروز توی یه پرونده دیدمش و ازش عکس گرفتم. نکته‌ش طرز نوشتن تعداد WBC هست. انگار نویسنده‌ش کارمند بانک بوده!

دیروز واسه درخواست المثنی کارت سوختم اقدام کردم. اینطور که پیداست همون روزی که آخرین بار بنزین زدم توی پمپ جا مونده. چون در ظرف کمتر از ۵۰ دقیقه، از همون پمپ از کارتم ۲باره استفاده شده بود، نه یه لیتر، نه دو لیتر، ۵۹ لیتر!. دزد محترم، که احتمالا راننده ماشین بعد از من توی پمپ بوده، زحمت کشیده بود و طی ۲ هفته ۲۳۰ لیتر از بنزینهای بی‌زبونم رو مصرف کرده بود! حالا من موندم و یه باک خالی و یه کارت که خدا می‌دونه کی به دستم برسه، با ۱۳۰ لیتر بنزین که روزیِ آقا دزده نبوده! به قول سعدی، کارت هوشمند سوخت‌دار قدر بیند و بر صدر نشیند، کارت هوشمند سوخت‌گم‌کرده لقمه چیند و رنج بیند! شده حکایت ما. الان می‌فهمم که رمزدار شدن کارت واقعا توی مملکت ما واجبه.