شماره ۵۸ چاپ
تاریخ :19:16سه‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1386

دیشب اکس رو تموم کردم

رسیدم به حشیش!

حشیش از اوناس که سگ و گربه با آدم حرف می زنن!

حیفم میاد از اون همه زمان که کم درس خودنم. دوس دارم همه کتاب رو بلد باشم. بعد از امتحان هم باید درس بخونم. مطلب نخونده زیاد می مونه آخه. و دیگه توی سال دویی نباید تشخیصی باشه که از عهده ش برنیام.

¤

¤¤ امروز تلویزیون می گفت که پیش بینی می شه تابستون امسال ۲۵۰۰ نفر در اثر سوانح رانندگی در کشور می میرن. ۵ روزش گذشته و ما هنوز هستیم!

ولی ۲۵۰۰ تا خیلیه! خیلی هم بعید نیست که یکیش من باشم!

¤¤¤ شماره پنجاه و هشتِ یکی از خیابانهای خیس این شهر جاییست که پیله آرزوهایم را به نساجی سپردم

قول داد حریری ببافد

تا نه هوس پروانه داشته باشم و نه حسرت پرواز

 

شماره ۵۸  یکی از خیابانهای خیس  این شهر جاییست که باید بیشتر مراقب اتوموبیلهایی باشم که از روبرو می آیند...